جهان مملوِ از جای خالیِ طُ ست … The world is full of your vacantness Le monde est plein de votre vacance Die Welt ist voller deiner Leerstand …
Author: Azadeh
به نام او برای طُ نور بُعد ندارد به هنگام تابش؛ بیمانع، تا ابد پیشمیراند. غربت-وطن، حقیت-واقعیت، بود-نبود، مرگ-زندهگی و اما نور یا ظلمت ازین سنخ مستثنیاست. جفتنگارههایی به معنا واحد و به مجلد دوگانههایی عجین با ادراک. ایلیا فرمود: ” ثروت در غربت وطن است و فقر در وطن غربت است”و پس از این کلام سکوت است و بدین منوال مابقی هم، چنین. ولیک نور و ظلمت متجانس نیست با هیچ دوگانهایی. نور فِراغ ظلمت نیست، نور، نور است …
In his name for you Light has no dimension when it radiates; Unhindered, it moves forward forever. Absence-homeland, truth-reality, existence-nonexistence, death-life, and light or darkness are excluded from this bunch. Couplets with a single meaning and dual volumes mixed with perception. iliyā said: “Wealth in exile is homeland, and poverty in homeland is alienation.” And after this word, there is silence, and so on for the rest. But light and darkness are not compatible with any duality. Light is not …
به نام او برای طُ درکشیدنِ نور را نچشیدهاند اینجا و اکنونیان، حلاوتی دلپذیر و جان-شیرین، که قابلیت وصف بر آن نیست ؛ما درد-نوشیم در فراق و خاموش. “مهر” با “بان” یا بی آن در این دیار خرافه گشت. ظلمت محض را چه به جان-نوشای چنین. اکسیرِ رأفت کیمیاییست گرانسنگ که به هرکس ندهندش. نادارانِ-دستدراز به انبوهاند؛ صف به صف وهم به بهای جان میخرند و زمان باج میدهند. دور دورِ فالفروشان است و فالخران. تجارتی سخت نابرابر، ثمنی سخت …
In his name for you The people here and now have not tasted the light, a pleasant and soul-sweet sweetness, which cannot be described; we suffer and drink in separation and silence. Kindness with any kind of writing has become superstition in this land. How can you drink pure darkness like this? It is an elixir of benignity that not be given to everyone. There are many beggars Row after row, they buy “illusion” at the price of “life” and …
به نام او برای طُ از رقت انگیزترین فرقههای اینجا و اکنون ردههای چندشآوری هستند که از شرّ آنان هیچکس در امان نیست. “وقاحت” آیینِ مرسومِ جماعتِ عهدگسلانِ دوران است؛ “زمان” میخورند، عهدناپذیرانِ ناباور به روز حساب؛ نوش جان ای! حق-دیگری-خواران و انصاف-دفع-کنددگان. گروه دیگرشان سعایت میل نموده و از مدفوع دیگران اکتساب مینمایند برای منصبشان. دگر جمعیتی مشغولند به شغل ِ بسیار شلوغِ زیر آب زدن، وه! چقدر سخت مشغلهمندند بدین امر مهم و آنی دوری از این امر …
In his name for you One of the most pitiful sects here and now are the nauseous, from whom no one is safe. “Insolence” is the customary ritual of the group of covenant breakers of the era; They eat “time”, covenant breakers do not believe in the day of reckoning. O one who eats the rights of others and violates fairness! You are eating sludge. Another group tries to maintain their positions and live off of other people’s excrement. Other …
به نام او برای طُ در مصافِ بالا آمدن نَفَس یا عدمش، در این سیاهی و آلودگیهای دوران، ریحانهاییست رایحهی نورِ نفسهای آنی که هست، بودنی خوش نکهت که جان را مبتلا به ماندن میکند. در بُهبُهی کارزار، زوبین به سائل داد پدرش. شناختِ راهِ تنفس را طُ به عدل دانایی، و ما-نفس-بُریدگان سائلیم و جان به لب آمده. جنگ، بیعدالتی، فساد که جای خود در این دیار اما با ضیقالنفس چه کنیم در تهاجمِ بیامانِ دود. بوی نور میدهی. …
به نام او برای طُ در اینجا و اکنون یعنی جاهلیتِ مدرن، تلالوء حق را به آتش کشیدند که نور از میان ما رفت این گستاخانِ بیشرم. بر مزار بیآبروییِ خویش توجیه رج میزنند. قانون میگذارند و قاعده خط میزنند، گُل میبلعند و فردوس سرَ میکشند، حقیقت را چون آب بر سرَ ریخته و مست میشوند. شعارشان نژاد است و مَنششان درندگی. نفرین بر شما دَدان! که نام عدل را به دهانِ نجسِتان جاری میکنید. شیر دربندش هم شیر است …
In his name for you In here and now, that is, modern ignorance, they set fire to the light of truth, which removed the light from us, these shameless insolents. They justify themselves on the grave of their dishonor. They make laws and draw rules. They swallow flowers and go to Paradise. They pour the truth on their heads like water and get drunk. Their slogan is race and their character is ferocity. Curse on you cruel! You mention the …